X
تبلیغات
زولا
سه‌شنبه 29 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 20:09

سلام

بلاخره نتایج ازمون کانون وکلا مرکز اعلام شد.............. منم قبول شدم

احتمالا که نه حتما باید به همه شیرینی بدم اما مسئله مسافت و دنیا مجازی اینترنت نمیذاره

با اینکه جبران نمیکنه اما

به جاش با 5 غزل به روزم

2 جدید و 3 تا قدیمی

امیدوارم این تحفه ناقابل رو قبول کنید

اگه زیاد حرف زدم ببخشید

برسیم به غزل 

غزل 1 

 

تو دیر آمدی و.... مرا (مرگ) میبرند

بعد از تو شعر هام مرا نیز میدرند

(تابوت) ها معلق و... من (نعش) در گریز

اینها مرا به سمت خداوند میبرند

رفتی و عکسهای من و تو برای من

مانند جسم جن زده ای وحشت اورند

شوق سقوط یا تب پرواز بود که

از من کبوتران تو بی بال میپرند

امشب دوباره خاطره باش و مرا برقص

تا چشم های بیرمقم زود باورند

******

دستان مرده شور مرا شست و فکر کرد

چشمان سرد من و دل او برادرند  

غزل 2 

 

آتش چشمان تو (سرخی), کم از خورشید نیست

غیر چشمان تو (جسمی) که به من تابید نیست

قرن ها میرقصمت تا زنده ام , اخر مرا

غیر جسم خسته ای که با تو میچرخید نیست

اینکه یک عمر است دستان تو در دست من است

وصف خورشیدی که عمری ماه را رقصید نیست

باز هم دیوانه گی کن در کنارم لحظه ای

بهتر از روزی که یک دنیا به ما خندید نیست !

بهترین دعوای ما این بوسه های ممتد است

بر لبانم باز هم میبوسمت....تهدید نیست

******

با تو میخندم و میدانی که این سهمی کم از

مرد غمگینی که لب های تو را بوسید نیست 

 

غزل 3 

 

من که تصویری ندارم در نگاه هیچ کس

خوب شد هر گز نبودم تکیه گاه هیچ کس

کاش فنجانی نسازد کوزه گر از خاک من

تا نیفتد در دلم فال سیاه هیچ کس

زیر بار ظلممان دارد زمین خم میشود

بی تفاوت شد خدا هم چون که آه هیچ کس...

بهترین تقدیر گلها چیدن و پژمردن است

سعی کن هرگز نباشی دلبخواه هیچکس

آخرش چوپان تو را با خنده ای سر میبرد

کاش میشد تا نباشی در پناه هیچ کس

عاقبت در زجر هستی قرص نانت میکنند

ماه دور از دست باش و قرص ماه هیچکس..... 

 

غزل 4  

 

دم به دم زجر میکشد آخر-این دل بیقرار بی سیگار

میخورد چون خوره مرا در خود-درد این انتظار بی سیگار

طاقتم طاق میشودآخر-میروم تا کنار پنجره و...

مثل یک قبر سرد و دلگیرند-کوپه های قطار بی سیگار

لا اقل بعد از آن پک اول-از سرم میپرند افکاری

که مرا می درند پی در پی-مثل سگهای هار بی سیگار

در کنارش صدای ناظری و-نغمه تار و چند قطعه غزل

سپری میشود فقط عمرم-که در این روزگار بی سیگار.....

شکل یک خودکشی ست هر لحظه-مثل تیغی است روی گردن من

سخت میشد تحمل این غم – درد این انتظار بی سیگار 

 

غزل 5 

 

به:

مادرم

که شاعر بودنم را

دوست ندارد

مأیوس میشوی هیجانت- اگر منم

سهم کمی ست کل جهانت، اگر منم

کم کم میان درد خودت پیر میشوی

گل واژه های شعر جوانت ،اگر منم

داری برای من! به هدر میدهی عزیز؟

در پشت اشک های روانت، اگر منم

غیر از عذاب هیچ نصیبم نمیکند

معنای چهره ی نگرانت اگر منم

پنهان نبوده راز نهانم، اگر تویی

افشا شدست راز نهانت، اگر منم

بگذار بعد مرگ و بخوان بر مزار من

اسمی که مانده توی دهانت، اگر منم

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo