X
تبلیغات
پیکوفایل
یکشنبه 1 دی‌ماه سال 1392 ساعت 08:30

غرق است در سنجیدن رفتار کرکس ها

مردی که روزی میشود نشخوار کرکس ها


یک روز بر روی تن من جشن میگیرند

من زنده ام در وحشت از منقار کرکس ها


هی باز کردم چشم هایم را و خندیدم

وقتی برای نعش من هربار کرکس ها...

****

جز من که با این واقعیت ساختم انگار

در شهر حرفی نیست جز انکار کرکس ها


گیرم که شاعر باشی و عاشق ، نخواهی بود

جز یک ناهار ساده در افکار کرکس ها

****

از بودنش حتی پس از مرگش تنفر داشت

مردی که خود را کشت در انظار کرکس ها


امیر احسان دولت ابادی

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
دوشنبه 10 تیر‌ماه سال 1392 ساعت 08:43

گفتم به برفها که  نشستند بر تنت

من راضیم به بوسه ای از شال گردنت


دارند رد پای مرا پاک میکنند

این ابرهای مست تو و راه رفتنت


باید تمام عمرببارند بعد از این

هر فصل سال روی زمستان دامنت


دیگر کلاغها همگی کوچ میکنند

تا چشم های قهوه ای سرد روشنت


*****

من ماندم و سپیدی یک شهر بعد تو

با برفها که جای من از شال گردنت....

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنج‌شنبه 19 بهمن‌ماه سال 1391 ساعت 19:57

 به مادر بزرگم 

که چهل روز است٬ دیگر نیست

 

 خدا سرشته خودش را به ماتمی در تو 

که حک شده همه ی رنج آدمی در تو 

...و فالگیر مرا را بی هوا گره میزد 

به سرنوشت غم انگیز و مبهمی در تو 

که افریده خدا بی گمان به دست خودش 

برای تلخی لبخندها غمی در تو  

نمانده غیر صداهای مبهمی در من 

و خاطرات غم انگیز و در همی در تو

#### 

کلاغ ها همه جا پیش پات میخوانند 

خدا سرشته خودش را به ماتمی در تو

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنج‌شنبه 29 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 19:35

کنار من جسدی از تو خواب مانده فقط 

..و عکس پاره ی بیرون قاب؛ مانده فقط 

چقدر شکل اتاقم عوض شده امشب 

کنار پنکه ی سقفی ؛طناب مانده فقط 

میان ذهن غریبم چقدر حیرانی

از ان کویر برایت؛ سراب مانده فقط 

کتاب میخرم و پرسه میزنم در آن 

که بوی عطر تو در انقلاب مانده فقط 

**** 

...ومرگ هدیه ی این کلت به یکی از ماست 

که یک فشنگ درون خشاب مانده فقط !!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه‌شنبه 29 فروردین‌ماه سال 1391 ساعت 20:09

سلام

بلاخره نتایج ازمون کانون وکلا مرکز اعلام شد.............. منم قبول شدم

احتمالا که نه حتما باید به همه شیرینی بدم اما مسئله مسافت و دنیا مجازی اینترنت نمیذاره

با اینکه جبران نمیکنه اما

به جاش با 5 غزل به روزم

2 جدید و 3 تا قدیمی

امیدوارم این تحفه ناقابل رو قبول کنید

اگه زیاد حرف زدم ببخشید

برسیم به غزل 

غزل 1 

 

تو دیر آمدی و.... مرا (مرگ) میبرند

بعد از تو شعر هام مرا نیز میدرند

(تابوت) ها معلق و... من (نعش) در گریز

اینها مرا به سمت خداوند میبرند

رفتی و عکسهای من و تو برای من

مانند جسم جن زده ای وحشت اورند

شوق سقوط یا تب پرواز بود که

از من کبوتران تو بی بال میپرند

امشب دوباره خاطره باش و مرا برقص

تا چشم های بیرمقم زود باورند

******

دستان مرده شور مرا شست و فکر کرد

چشمان سرد من و دل او برادرند  

غزل 2 

 

آتش چشمان تو (سرخی), کم از خورشید نیست

غیر چشمان تو (جسمی) که به من تابید نیست

قرن ها میرقصمت تا زنده ام , اخر مرا

غیر جسم خسته ای که با تو میچرخید نیست

اینکه یک عمر است دستان تو در دست من است

وصف خورشیدی که عمری ماه را رقصید نیست

باز هم دیوانه گی کن در کنارم لحظه ای

بهتر از روزی که یک دنیا به ما خندید نیست !

بهترین دعوای ما این بوسه های ممتد است

بر لبانم باز هم میبوسمت....تهدید نیست

******

با تو میخندم و میدانی که این سهمی کم از

مرد غمگینی که لب های تو را بوسید نیست 

 

غزل 3 

 

من که تصویری ندارم در نگاه هیچ کس

خوب شد هر گز نبودم تکیه گاه هیچ کس

کاش فنجانی نسازد کوزه گر از خاک من

تا نیفتد در دلم فال سیاه هیچ کس

زیر بار ظلممان دارد زمین خم میشود

بی تفاوت شد خدا هم چون که آه هیچ کس...

بهترین تقدیر گلها چیدن و پژمردن است

سعی کن هرگز نباشی دلبخواه هیچکس

آخرش چوپان تو را با خنده ای سر میبرد

کاش میشد تا نباشی در پناه هیچ کس

عاقبت در زجر هستی قرص نانت میکنند

ماه دور از دست باش و قرص ماه هیچکس..... 

 

غزل 4  

 

دم به دم زجر میکشد آخر-این دل بیقرار بی سیگار

میخورد چون خوره مرا در خود-درد این انتظار بی سیگار

طاقتم طاق میشودآخر-میروم تا کنار پنجره و...

مثل یک قبر سرد و دلگیرند-کوپه های قطار بی سیگار

لا اقل بعد از آن پک اول-از سرم میپرند افکاری

که مرا می درند پی در پی-مثل سگهای هار بی سیگار

در کنارش صدای ناظری و-نغمه تار و چند قطعه غزل

سپری میشود فقط عمرم-که در این روزگار بی سیگار.....

شکل یک خودکشی ست هر لحظه-مثل تیغی است روی گردن من

سخت میشد تحمل این غم – درد این انتظار بی سیگار 

 

غزل 5 

 

به:

مادرم

که شاعر بودنم را

دوست ندارد

مأیوس میشوی هیجانت- اگر منم

سهم کمی ست کل جهانت، اگر منم

کم کم میان درد خودت پیر میشوی

گل واژه های شعر جوانت ،اگر منم

داری برای من! به هدر میدهی عزیز؟

در پشت اشک های روانت، اگر منم

غیر از عذاب هیچ نصیبم نمیکند

معنای چهره ی نگرانت اگر منم

پنهان نبوده راز نهانم، اگر تویی

افشا شدست راز نهانت، اگر منم

بگذار بعد مرگ و بخوان بر مزار من

اسمی که مانده توی دهانت، اگر منم

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنج‌شنبه 25 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 21:00

سلام 

من معمولا عادت ندارم تو وب چیزی جز غزل بزارم اما فکر کنم توضیح دادن واسه این غیبت طولانی دور از ادب نیست 

راستش امسال هم کارشناسی ارشدم تموم میشد و هم درگیر ازمون کانون وکلا بودم حالا بماند چه پدری از من در آورد این دومی بخصوص 

بعدم که به لطف بعضی حضرات ازمون کانون مرکز دو مرحله ای شد و خودش معرکه ای جدید... 

خلاصه امسال حسابی درگیر بودم اخرشم اعلام نتایج کانون افتاد اواخر فروردین سال بعد یعنی کل عید رو باید تو استرس سر کنیم به لطف دوستان مدیر در کانون وکلا مرکز  

امسال بر من که همش به درس و ازمون گذشت امیدوارم برا شما سالی خوبی بوده باشه 

غزل زیاد گفتم اما وقت نشد بذارم تو وب  

به هر حال زیاده گویی نکنم بهتره برسیم به غزل   

 

 

غزل ۱  

 

 

 

به فرهاد مهراد 

و 

تمام اهنگ هایش  

 

 

پیانو میزنی در من جهان از درد میرقصد 

همین که در گلویت سوز لحنی سرد میرقصد 

میان لرزش انگشت هایت اشک نت ها هم 

از افسوسی که دنیا بر سرت اورد میرقصد 

صدایت حال مولاناست در قرنی ملال انگیز 

که حتی شمس با ان بی برو برگرد میرقصد 

تمام (کوچه ها تاریک) اما لحن مست تو 

میان کوچه های هر شبم ولگرد میرقصد 

              ****** 

پیانو میزد و دنیا که بی شک عاشقش میشد 

ولی جز رنج همزادی مگر با مرد میرقصد  

 

 

غزل ۲  

 

گیرم که تنها تلخی تو در سخن بودم 

من غربت دیوانه واری در وطن بودم 

ای کاش میخواندی میان چشم من بانو 

دیوانه مفلوک پوچی را که من بودم  

بعد از توگاهی هم به اغوشی سفر کردم 

و صبح ها در آینه مشتی لجن بودم 

ای کاش از مردانه گیهایم کمی میماند 

اما در ان لحظه که باید مرد... زن بودم 

من هرچه بودم شعر میگفتم برای تو 

حتی اگر گمگشته ای در خویشتن بودم 

        ****** 

گاهی فقط باید برای زنده ماندن مرد

من روح پیر خسته ای دور از بدن بودم 

 

 غزل ۳  

 

دل زدم عمری به راه و انتهایش هیچ بود 

جاده را خواندم سراسر؛ جای جایش هیچ بود  

گاه حتی عاشق جلد کتابی میشدم 

باز میکردم تمام صفحه هایش هیچ بود!!

سرنوشتم را میان فال ها خواندم ولی 

یک تولد؛مرگ -اما لابه لایش هیچ بود 

گرچه بر لبهاش صدها بوسه بود از دیگران 

بی محابا عاشقش بودم برایش هیچ بود 

در توهم میشدم هم پرسه ی شب هاش باز 

جای دستانم میان دست هایش هیچ بود 

            ******* 

تا که بوسیدم لبش را تلخ دانستم فقط 

حسرت عمری تنفس در هوایش هیچ بود

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1390 ساعت 11:27

سلام

تهران و تلخ کامی من مانده است کاش ......  

 

حسابی سرم شلوغه ببخشید دیر به دیر میام هر روزم به کار و دانشگاه میگذره نه انجمنی میرم و نه............. 

بی خیال دلم حسابی گرفته....و

اینم یه ترانه

همیشه مرد غمگینی

که قلبش کاسه خونه

تو خوشبختی،تو بدبختی

همین دیونه، میمونه

******

همش، زل میزنه تا تو

همش، سیگار تا سیگار

چشاش رو عکس اون لبخند

که جا خوش کرده رو دیوار

******

خودش میگه: براش از تو

همین لبخند، بس باشه

تو ازادی و میترسه

که آغوشش، قفس باشه

*****

همیشه مرد غمگینی

که دستات توی دستاشه

دلش میخواد، یکی، یک شب

شریک غصه هاش باشه

******

ولی زل میزنه تا تو

به قد جعبه سیگار

چشاش رو قاب عکست مرد

که جا خوش کرده رو دیوار

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنج‌شنبه 25 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 15:16

 1 

نه نگو اینقدر قلبم دیگر از غم مست نیست

 جنس رویای من و تو دیگر از یک دست نیست 

 زندگی تنها مسیری سخت از خود تا خود است 

بدتر از رنجی که در این زنده بودن هست، نیست 

هی نگو با تو شبی در کوچه تنها میشوم 

چیز زیبایی ته این کوچه ی بن بست، نیست 

خنده ات تا رفت پشت در-شکستم- وهم گفت: 

(بعد از این ان چهره ی زیبا که در را بست، نیست) 

                       ******* 

دست تقدیر است سهمم غیر دل کندن نبود 

مرد رویایت اگرچه بی وفا شد، پست نیست 

 

 

2

مشتی پر عقاب که در اشیانه هاست 

از لاشه های مرده ی بر رود خانه هاست 

از لطف باغبان جنون خورده، نوبت 

یک بوسه ی تبر به تمام جوانه هاست 

دارد دوباره چشم خدا گریه میشود 

لحن عذاب بر لب سرد نشانه هاست 

              ##### 

کوهی که ابر دور سرش پرسه میزند 

تصویر غم گرفته من در ترانه هاست 

با موج ها رسیدی یک قبر سهمت از 

ساحل نشین منتظرت در کرانه هاست

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنج‌شنبه 31 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 11:17

                 ۱- 

بی که شعرم را بخواند دفترم را دفن کرد 

پیش چشمم زنده زنده باورم را دفن کرد 

قصه ی خاک خراسانم که در من بارها 

دست چنگیزی غرور پرپرم را دفن کرد 

خواستم او هم بداند عاشقش هستم ولی 

در کنارم بوسه های آخرم را دفن کرد 

گاه عمری زنده ای تا لذت یک انتقام.... 

پیش چشم اشتیاقم خنجرم را دفن کرد 

 قصه ی تلخیست شعرت مال او باشد و او 

بی که شعرم را بخواند دفترم را دفن کرد 

                ۲-

گم میشوم در فکرهایی تلخ و شیطانی 

درد لابلای لذت افعال انسانی 

حالم شبیه حسرت هروز گنجشکیست 

از شاخهای سرد و بی مهر درختانی  

که باغبان روز به شهری سرد آوردست 

در های و هوی ممتد رنج خیابانی....  

               *****  

گاهی فقط میخندی و شادی به این امید  

شاید حضورت را به آدم ها بفهمانی!

در بند لذت بردن از هر چیز بی مقدار 

تا که کمی رنج دلت را سر بگردانی 

چیزی شبیه لذت ها کردن دستی  

در روزهای سرد و دلگیر زمستانی 

 با این همه گاهی برای بودنت بد نیست 

تا گم شوی در فکر هایی تلخ و شیطانی

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه‌شنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 16:06

زنده ام ـ اما به جز روحی پریشان نیستم! 

بر لبانت بیش از این لبخند بی جان نیستم 

جاده ها هر روز درگیر مسیر سابقند... 

جز همین تکرار غمگین در خیابان نیستم 

حال میدانم چرا در توبه کافر میشوم 

غیر مشتی فحش در آیات ایمان نیستم!! 

گر چه من حتی برای سایه ام ننوشته ام(*) 

لااقل از سایه ی خود هم هراسان نیستم 

                          *** 

کاش بودی تا کنارت لحظه ای کافر شوم 

تا بدانی از گناه خود پشیمان نیستم 

--- 

(*)من تنها برای سایه ام مینویسم ـ بوف کور  ـ زنده یاد صادق هدایت 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
جمعه 3 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 01:19

مثل هر روز رفتنت سر کار-زندگی کوچ های اجباریست 

سرنوشتت به گند میکشدت-سهمت از روزگار بیزاریست 

سایه ای خسته روی دیواری-قهرمانی شکسته که امروز 

همه دلخوشیش در دنیا-خواندن قصه های تکراریست 

از نگاه خودت هراسانی-به خودت فحش میدهی هر روز

مثل دیوانه ای که هر لحظه-بی جهت در پی خود آزاریست 

مثل بیمار خسته ای که فقط-مرگ میخواهد از پرستارش 

همه ی روزهای اجباریت-مرگ ممتد،جنون ادواریست 

زندگی جز همین حقارت نیست-که فقط با خودت بجنگی هی  

به خودت فحش میدهی کلمات-تک تکش زخم کهنه ای کاریست 

                                     *****  

دل بکن از من و غزل هایم-که من از خنده های تو سیرم 

مرد رویای ساده ات دیگر-کافری بی نماز و سیگاریست!!!

                                     ***** 

در سرت پرسه میزند فکری-چشم در چشم کلت میدوزی 

در سکوتت تفنگ می گرید-تیرها در شقیقه ات جاریست!

                                     *****

بعد مرگت هنوز غمگینی-توی قبرت نشسته ای تنها 

مثل هر روز زندگی مرگت-روزهای سیاه تکراریست

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
چهارشنبه 19 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 23:27

۱-دیروز ۱۸/۱۲/۱۳۸۸ هادی کرابی بهترین دوستم تو درگیری با اشرار شهید شد 

۲-این روزها فقط آرزو میکنم کاش دیروز هیچ تفنگی تیرش به هدف نمیخورد 

۳-وقتی تعداد دوستات کم باشند عزاداری در غموشون صبر در نبودشون مرد مردستان میخواهد که شاید من نباشم  مخصوصا وقتی میبینی کفه ی رفاقتتون همیشه به نفع رفیقت سنگین تر بوده   

به قول حامد اشرفی که تو وبش نوشت 

هادی شهید شد و روسیاهیش برای ما ماند.. رو سیاهیش ماند برای آن حجت الاسلامی که زمانی رئیس فلان اداره بود و با هزار پارتی سربازی پسرش را انداخت توی سبزوار تا دم خانه شان خدمت کند. روسیاهیش ماند برای آن رزمنده ی دیروز و سرهنگ امروز که پسرش در اتاق بغل دستیش سرباز است و ...

دیگر چه بنویسم .......

هادی شهید شد و رو سیاهیش برای ما ماند...

هادی رفت...

هادی شهید رفت...

و ما ...

مرگ بر ما مدعبان دروغین راه شهدا...

دیگر نمی توانم بنویسم...

هادی رفت و روسیاهیش برای من ماند...

هادی رفت تا بفهمیم شهید شدن ربطی به ریش و اردوی راهیان نور رفتن ندارد...

۴-فعلا این روزها

محکومم به دنیای بدون هادی عادت کنم.... 

محکومم به از دست دادن بهترین دوستم....  

۵-خیلی کلیشه ست اما لعنت به تقدیر ـ لعنت به سرنوشت  

۶-لطفا  فاتحه ای بخوانید قبل از خواندن غزل های پایین

 

 

 

به هادی کرابی 

که دلم برای تک برای تک تک روزهای با هم بودنمان تک شده 

 

بعد از این در میان قاب عکس- بر مزارت همیشه میبینی 

منم و  روزگار سرد سگیم-منم و یک هزاره غمگینی 

بند،بند و ترک،ترک شده ام-چهره ای در هم و هراس انگیز 

مثل نقش شکسته ی یک مرد-روی یک ظرف کهنه ی چینی 

با غمت خیره میشوم در عکس-وتو هم خیره میشوی در من 

داری از باغ زرد اشعارم- خاطراتی قشنگ میچینی 

تو شهیدی برای تشییع ات- کاسه لیس زیادی آمد و من  

 متنفر از این جماعت پست-و از این اشک های تزئینی 

در خودم درد میکشم هر دم-میخورم چون خوره وجودم را 

تو که حالا در اسمان هستی-وضع ما را چگونه میبینی 

خون تو نان عده ای گشته- و تو هم تا همیشه بعد از این 

بر مزارت زیاد میبینی-مگسانی که گرد شیرینی... 

                            **** 

تا ابد،تا همیشه مظلومی-تا ابد تا همیشه تنهایم 

شاعر روزهای تلخ سگیم-ساکن گوشه های رغمگینی 

 

 

 

این شعر رو چند ماه پیش وقتی هادی زنده بود براش گفتم خیلی دوستش داشت بیادش دو باره میگذارم این جا   

به :

 هادی کرابی 

بیزاری از جهان و پریشانی از خودت 

یک شعر تازه نیز نمی خوانی از خودت 

مانند تیر بی هدفی سینه میدری 

مثل همیشه هیچ نمیدانی از خودت 

میترسی از نگاه خودت توی آینه 

شاعر چرا؟ چه شد؟ که هراسانی از خودت 

شعرت شبیه حبسیه های کهن شده 

روحت اسیر در ته زندانی از خودت 

هر لحظه ات شبیه شده به جنون من 

مانند فال من ته فنجانی از خودت 

ما را به جبر عشق و گناه آفریده است 

تقدیر توست اینکه پشیمانی از خودت 

            ******** 

وقتی که زندگی همه اش بختک غم است 

بیزاری از جهان و پریشانی از خودت

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنج‌شنبه 29 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 14:56

                                                           به:

                                                           همه ی دوستان شاعرم 

شاعر شوی با عقل دور اندیش قهری

با لحظه های شاد بی تشویش قهری

وقتی دعا هایت همیشه بی جوابند

یک عمر حتی با خدای خویش قهری

حالا که عرفان بره ها را گرگ کرده

با های و هوی مبهم درویش قهری

وقتی (گذشته)،( حال) عمری بدبیاریست

با فال آینده که پیشاپیش قهری 

##### 

شاید جوان باشی- ولی از غم تکیده 

با روزگار بی گناه خویش قهری 

 

2 

تا نگاهش از سکوت سرد تو لبریز شد

مثل نعشی از درختی خشک حلق آویز شد

آخرش تسلیم غم شد مثل نیشابور که

عاقبت تسلیم تیغ وحشی چنگیز شد

روز ها را با دو سه جدول به پایان و.... خودش

جدول لاینحل دلتنگی پاییز شد

او که مانند پدر بودن برایش زجر داشت

عاقبت مرد همان دلواپسی ها نیز شد

#####           

گر چه رویا ی پریدن در سرش بود عاقبت

جای پرواز از درختی خشک حلق آویز شد

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنج‌شنبه 10 دی‌ماه سال 1388 ساعت 13:02

غزل ۱

                                                                              به

                                                                             تصویر خودم در آینه

من و تو یک غزل بی دلیل پر دردیم

که عاجزانه خدا را به گریه آوردیم

تو هم شبیه منی یک کتاب _ بدبختی

در انزوای جهانی حقیر همدردیم

جهان قبل تولد چه بوده میدانی؟

نمیشود به همانجا به (هیچ) برگردیم

همیشه قلب من از این محال میگیرد

که از تمام غزل های عاشقان طردیم

تمام دلخوشی روزمرگیمان شد

که روز تلخ زمین را دوباره سر کردیم

###

فقط زمانه به ما پا نداده که ماهم

شبیه مردم اطراف خویش نامردیم 

 

  

  غزل ۲                                                                                                                                                              

مینوازد دست هایم جسم سازی را، که نیست

مثل عمری سجده هایم جانمازی را، که نیست

تا بمیری هی تنفس کن؛ تنفس کن، فقط

هی تنفس کن دمادم حجم گازی را، که نیست!!

قصه لب های ما را عالمی فهمیده است

از که پنهان می کنی یک عمر رازی را، که نیست

یک (من )خسته ؛ همیشه فلسفی و در به در

در تنم جا کرده دستان نیازی را، که نیست

####

مثل انسانی مخنث ساکن و بیهوده ام

کاش میشد فاش گفتن اعتراضی را ؛که نیست

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنج‌شنبه 12 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 16:42

میفهمی ام ـ وقتی تو هم دلگیر باشی

وقتی تو هم یک پازل از تقدیر باشی  

وقتی جهانی مثل سگ گازت بگیرد!

هرروز با امثال خود درگیر باشی  

ذهنت پر از افکار نو، اما همیشه

 در سنت پیشینیان زنجیر باشی  

عمری بفهمی درد مردم را و تنها

یک شاعر ابیات بی تاثیر باشی  

وقتی تمام عمر هی رویا ببافی!

اما فقط  یک خواب بی تعبیر باشی  

چیزی به غیر از غم نباشد خاطراتت

در عکس های کودکی هم ، پیر باشی  

روزی بخواهی تیغ را بر روی دستت...

اما به ((آنچه نیست)) هایت! گیر باشی

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنج‌شنبه 5 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 10:05

                                                                                              به

                                                                                             شهدای گمنام

دارد کبود میشود از درد آسمان

وقتی عذاب میکشی این گوشه از جهان

دیر آمدی ببین همه شهر عوض شد و...

از تو نماند غیر همین چند استخوان

تابوت های کهنه نمانید بین ما

اینجا که مردمان همه از خونتان دکان...

#####                

آخر شکست پشت سکوت مرا زمین 

 دارد به گریه میزند این درد بی امان

(حاجی) سوار ویلچر و (سردار) توی بنز

این هم شدست آخر تلخ نبردتان

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 16 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 13:11

من که تصویری ندارم در نگاه هیچ کس

خوب شد هر گز نبودم تکیه گاه هیچ کس

کاش فنجانی نسازد کوزه گر از خاک من

تا نیفتد در دلم فال سیاه هیچ کس

زیر بار ظلممان دارد زمین خم میشود

بی تفاوت شد خدا هم چون که آه هیچ کس...

بهترین تقدیر گلها چیدن و پژمردن است

سعی کن هرگز نباشی دلبخواه هیچکس

آخرش چوپان تو را با خنده ای سر میبرد

کاش میشد تا نباشی در پناه هیچ کس

عاقبت در زجر هستی قرص نانت میکنند

ماه دور از دست باش و قرص ماه هیچکس.....

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
شنبه 9 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 22:01

با هر گناه چشم تو دیوانه  میشوم _من که دلیل عاشقیم چشم های توست

داری به باد میدهی ام پس برای چه_وقتی تمام زندگی من برای توست

هی تو بگو بهشت و جهنم دروغ نیست!!_دنیا خودش هزار بهشت و جهنم است

وقتی که درد میکشی از غصه ها فقط_دنیا همان جهنم بی انتهای توست

شاید هنوز در ته قلبم امید هست_من هم  هنوز وقت اذان رو به آسمان

من هم میان وحشت این روزهای سخت_در لحظه های توبه خدایم , خدای توست

من گوشه گیر بودم تو مثل آهویی_پر جنب و جوش دور و برم چرخ میزدی

حالا که رفته ای همه اش فکر میکنم_روحم چه قدر عاشق حال و هوای توست

#################                         

اصلا عجیب نیست که نشناختی مرا_این شاعر شکسته همان مرد سابق است

در خاطرات کهنه اگر دفن میشود_این مرد بی ستاره همان آشنای توست

دیگر برای کشتن من استخاره نه ..._حالا که مطمئن شده ام بعد مرگ هم

بر روی قبر سرد و سیاه وغریب من- تنهای صدای ناله همیشه صدای توست 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 12 مهر‌ماه سال 1388 ساعت 11:16

                                                                             به: 

                                                                            مادرم  

                                                                            که شاعر بودنم را 

                                                                            دوست ندارد

مأیوس میشوی هیجانت- اگر منم 

سهم کمی ست کل جهانت، اگر منم 

 کم کم میان درد خودت پیر میشوی 

گل واژه های شعر جوانت ،اگر منم 

داری برای من! به هدر میروی عزیز؟ 

در پشت اشک های روانت، اگر منم 

غیر از عذاب هیچ نصیبم نمیکند  

معنای چهره ی نگرانت اگر منم

پنهان نبوده راز نهانم، اگر تویی  

افشا شدست راز نهانت، اگر منم 

بگذار بعد مرگ و بخوان بر مزار من 

اسمی که مانده توی دهانت، اگر منم

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
پنج‌شنبه 5 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 11:09

                                                              به :

                                                                    هادی کرابی

بیزاری از جهان و پریشانی از خودت!

یک شعر تازه نیز نمی خوانی از خودت

مانند تیر بی هدفی سینه میدری

مثل همیشه هیچ نمیدانی از خودت

میترسی از نگاه خودت توی آینه

شاعر چرا؟ چه شد؟ که هراسانی از خودت

شعرت شبیه حبسیه های کهن شده

روحت اسیر در ته زندانی از خودت

هر لحظه ات شبیه شده به جنون من

مانند فال من ته فنجانی از خودت!

ما را به جبر عشق و گناه آفریده است

تقدیر توست_ اینکه پشیمانی از خودت

تو توبه میکنی و خدا میکند قبول

او را دوباره نیز برنجانی از خودت

#####            

وقتی که زندگی همه اش بختک غم است

بیزاری از جهان و پریشانی از خودت

                        

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1       2       3       4    >>